X
تبلیغات
موفقیت در بازرگانی وکارآفرینی
موفقیت در بازرگانی وکارآفرینی
پایگاه ارباب فکر ، بیکاران یا کارآفرینانی که درپی کسب وکار یا موفقیتند  
قالب وبلاگ
لينک دوستان

اگر نخستین سال‌های زندگی مشقت‌بار این تاجر فرش و مولتی‌میلیاردر ایرانی را در نظر بگیریم و آن را با موقعیت کنونی‌اش قیاس کنیم، شگفت‌زده خواهیم شد. کسی که در هفت سالگی و از‌‌ همان روز اول مدرسه، مجبور می‌شود پشت دار قالی بنشیند، اکنون با اتکا به خلاقیت و پشتکار فراوان خودش، یکی از بزرگ‌ترین تاجران فرش در دنیاست و به‌قول خودش هربار که برای خرید به بازار تبریز می‌رود، این بازار را تکان می‌دهد. بیایید با زندگی «احد عظیم‌زاده» کمی بیشتر آشنا شویم.
 
*******************
می‌گوید من «احد عظیم‌زاده» هستم. در ۱۰ آذر ۱۳۳۶ در ده اسفنجان در شهرستان اسکو متولد شدم. هفت ساله بودم که پدرم را از دست دادم و یتیم شدم. امکانات مالی‌مان اجازه نمی‌داد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به کلاس اول، مجبور شدم پشت دار قالی بنشینم و قالی‌بافی کنم. تا ۱۳ سالگی روز‌ها قالی می‌بافتم و شب‌ها درس می‌خواندم. چاره‌ای نبود، وسع مالی ما جز این اجازه نمی‌داد.
 
خاک خوردم و زحمت بسیار کشیدم. در سال ۲ بار بیشتر نمی‌توانستیم برنج بخوریم. یک بار روز ۲۱ ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه‌سوری. آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار؛ و برای رسیدن به این آرزو‌ها بسیار زحمت کشیدم.

بقيه سرگذشت خواندني اين كارآفرين موفق را در ادامه مطلب مطالعه فرماييد

ادامه مطلب
[ یکشنبه هفدهم فروردین 1393 ] [ 17:18 ] [ اسحاق امامی ]

برای بیشتر ما ریسک کردن کار ترسناکی است زیرا همیشه احتمال شکست وجود دارد. به ما یاد داده شده
 که احتیاط کرده و از ریسک‌های غیرلازم خودداری کنیم. و محافظه‌کارانه و قدم‌قدم تا رسیدن به هدفمان پیش رویم.

بااینکه این رویکرد ایمن‌تر به نظر می‌رسد اما معایبی هم دارد. هیچوقت نمی‌توانید با عقب نگه داشتن 
خودتان نیروی محرکه و جنبشی ایجاد کنید. درواقع، هرچه زمان بیشتر عقب بمانیم، جلو رفتن برایمان 
سخت‌تر می‌شود. بدون نیروی جنبشی به سمت جلو، اینرسی ایجاد می‌شود و پیشرفت برایتان فقط 
در حد یک آرزو می‌ماند.

عامل خطرزا

آیا تابحال متوجه شده‌اید که موفق‌ترین آدمها یک وجه اشتراک دارند؟ نه نفر از هر ده نفر، درجه‌هایی از 
ریسک کردن در موفقیتشان دخیل بوده است. این افراد موفق به طریقی احساس می‌کردند که برای موفق 
شدن باید خطر کنند.

باور کنید یا نه، ریسک، اگر از رویکردی درست به آن نگاه شود، آنقدرها هم چیز وحشتناکی نیست. بیشتر
 افراد از دریچه شکست آن و چیزهایی که از دست خواهند داد، به آن نگاه می‌کنند. اما لازم است از خودمان سوال کنیم، «اگر موفق شد چه چیزهایی به دست می‌آوریم؟»

آیا ارزش ریسک کردن دارد؟

اینجا فرایند ساده‌ای را عنوان می‌کنیم که بفهمید چه ریسک‌هایی ارزشش را دارند. از شش معیار زیر برای تحلیل و ارزیابی موقعیت قبل از ریسک کردن و گرفتن تصمیم نهایی استفاده کنید.

۱) قرار است چه به دست بیاورید؟ در هر ریسکی باید اول به چیزهایی که قرار است به دست آورید و درواقع 
فواید احتمالی آن فکر کنید. لیستی از این فواید تهیه کنید و تا می‌توانید جزئیات هرکدام را یادداشت کنید. 
هر فایده ممکن که قرار است به دست بیاورید را در نظر بگیرید. این می‌تواند شامل فواید مالی، احساسی
 و فیزیکی باشد. بهترین اتفاق ممکن چه خواهد بود؟

۲) چه عواقب منفی احتمالی خواهد داشت؟ درکنار فواید مثبت این ریسک، ممکن است نتایج منفی هم به 
دنبال داشته باشد. به همین دلیل است که به آن ریسک می‌گویند. لیست دیگری از این نتایج منفی تهیه کنید
 و باز به همه اتفاقات منفی که ممکن است با آن ریسک بیفتد فکر کنید. آیا می‌توانید با آنها کنار بیایید؟ بدترین اتفاق ممکن چه خواهد بود؟

۳) تعادل، تعادل، تعادل. حالا، این دو لیست را با هم مقایسه کنید و ببینید کدام احتمال بیشتری برای اتفاق افتادن دارد. آیا فواید آن به قدری هست که ارزش داشته باشد وارد ریسک شوید؟ آیا می‌توانید با عواقب منفی
 آن اگر اتفاق بیفتند کنار بیایید؟ آیا احتمال موقعیت بینابینی که بدون کُند کردن انرژی محرکه شما، احتمال خطر 
را کمتر کند؟ آیا باید آن را به مراحل مختلف تقسیم کنید تا استراتژی خارج شدن داشته باشید یا باید با هر آنچه
 که دارید پیش بروید؟

۴) ترس‌هایتان تا چه اندازه واقعی هستند؟ نگاه دیگری به لیست عواقب منفی ریسکتان بیندازید و از خودتان سوال کنید چقدر احتمال دارد به وقوع بپیوندند. اکثر اوقات متوجه می‌شوید که ترس‌هایتان آنقدرها واقعی نیستند--فقط ترس هستند. هر احتمال را به دقت بررسی کنید و ببینید واقعاً تهدیدی جدی است یا فقط 
ترسی بی‌مورد.

۵) جرات به خرج دهید. بعد از اینکه به دقت مزایا و معایب ریسکتان را بررسی کردید، باید به این نتیجه برسید 
که این ریسک را انجام بدهید یا نه کمی بیشتر صبر کنید. اگر به این نتیجه برسید که نمی‌توانید با عواقب 
منفی آن کنار بیایید واقعاً جای خجالت دارد اگر عقب بکشید. یادتان باشد، همیشه می‌توانید همان ریسک را دوباره ارزیابی کنید تا بعدها ببینید موقعیت برای انجام آن بهتر است یا نه.

۶)  حالا از خودتان بپرسید، چرا؟ انگیزه‌تان برای انجام این ریسک چیست؟ آیا با آنچه درست می‌دانید تطابق 
دارد یا حرص و خودخواهی شما را به انجام آن ترغیب می‌کند؟ درک انگیزه‌هایتان  به شما کمک می‌کند بهتر بفهمید که چه باید بکنید. همیشه باید به سمت «بهتر» حرکت کنید.

۷) خودتان را برای عمل آماده کنید. با عادت کردن به ارزیابی ریسک‌ها به این ترتیب، به خودتان اعتمادبه‌نفس 
لازم برای جلو رفتن و مقابله با تردیدها را خواهید داد و قاطعانه‌تر به سمت جلو حرکت خواهید کرد. 
در طولانی‌مدت، اعتمادبه‌نفس و قاطعیت عامل بسیار مهمی خواهد شد. اگر می‌خواهید ریسک کنید، اول
 باید ذهنتان را برای آن آماده کنید تا احتمال موفقیتتان بیشتر شود.

۸) عقب نکشید! اگر تصمیم گرفتید آن ریسک را انجام دهید، اقدام کنید و پشیمان نشوید. هفت مورد اول 
مرحله ابتدایی بودند. وقتی وارد عمل شدید، از وسوسه دوباره فکر کردن به ریسکتان و احیاناً پشیمانی دوری کنید. این کار فقط پیشرفتتان را زیر سوال می‌برد. شما وارد بازی شده‌اید و دیگر وقت تمرکز کردن و جلو رفتن است.


www.bar.blogfa.com 

[ دوشنبه یازدهم فروردین 1393 ] [ 7:49 ] [ اسحاق امامی ]


آیا در فکر راه اندازی یک کسب و کار تازه هستید؟ هیچ اشکالی ندارد، مطمئن باشید که تنها نیستید. همه ساله هزاران نفر برای فروش محصولات و خدمات خود به همین فکر می افتند.

 

بعضی ها موفق می شوند و برخی هم شکست می خورند. هر چه بیشتر در مورد راه اندازی یک کسب و کار جدید مطلب بدانید، قدرت شما در خلق مجموعه ای که پایدار بماند و به سوددهی و رضایت خاطر شما بینجامد، بیشتر خواهد شد.

فهرست زیر بهترین کمک برای شروع مراحل ابتدایی یک کسب و کار تازه است :

 

ارزشیابی و ایجاد یا توسعه یک ابتکار اقتصادی
1 - آیا نوع کسب و کار متناسب با شما هست؟
2 - از تحلیل نقطه سر به سر برای اطمینان از سوددهی ایده اقتصادیتان بهره ببرید.
3 - یک برنامه مدون کسب و کار شامل بررسی سود و زیان حجم نقدینگی را تهیه کنید.
4 - منابع مالی را برای شروع و راه اندازی کسب و کار تعیین کنید.
5 - برنامه بازاریابی تهیه کنید.

 

 

در مورد ساختار قانونی کسب و کارتان تصمیم گیری کنید
6 - مالکیت یک نفره
7 - شرکت با مسوولیت محدود
8 - شرکت تضامنی یا تعاونی
9 - شرکت سهامی خاص و....
10 - قبل از تصمیم گیری در مورد ساختار سازمان خود از منابع مختلف به ویژه از یک کارشناس استفاده کنید.
11 - برای سوالاتی که در ذهنتان است پاسخ تهیه کنید.



نامی را برای کسب و کارتان انتخاب کنید
12 - به اسامی مختلفی که می تواند با نوع محصول و خدمات شما تناسب داشته باشد، بیندیشید.
13 - اگر می خواهید کسب و کار اینترنتی راه بیندازید، بهتر است امکان ثبت نام مجموعه خود را به عنوان یک domain بررسی کنید.
14 - از اداراتی که متصدی اسامی فعالان اقتصادی در حوزه شما هستند جهت انتخاب نامی که تکراری نباشد، استعلام کنید.
15 - برای تعیین نام شرکت با اداره ثبت شرکت ها می توانید هماهنگی کنید.
16 - آن دسته از اسامی که هویت تجاری دیگران است یا موجب سردرگمی مشتریان می شود، حذف کنید.
17 - از اسامی باقی مانده در فهرست تان بالاخره مناسب ترین را انتخاب کنید.



نام کسب و کارتان را ثبت کنید
18 - اقدامات اولیه و تهیه مدارک مورد نیاز جهت ثبت نام مجموعه اقتصادی تان در اداره مربوطه.
19 - تثبیت نام به عنوان معرف کالا و خدمات شما ضمن تعیین حوزه فعالیت.
20 - تثبیت نام به عنوان یک دامنه و آدرس اینترنتی (در صورتی که بخواهید فعالیت خود را در فضای اینترنتی داشته باشید.).

 



تهیه مدارک سازمانی
21 - تهیه مرامنامه و اصولی که افراد مجموعه اخلاقاً خود را به آن پایبند بدانند.
22 - تهیه و تنظیم اساسنامه
23 - تهیه و تنظیم چارت سازمانی
24 - تهیه و تنظیم شرح وظایف و فرآیند کاری هر بخش.



پیدا کردن محل کار
25 - ویژگی ها و فیزیک مورد نیاز شغل تان را شناسایی کنید.
26 - توان خود را برای پرداخت اجاره تعیین کنید.
27 - بهترین همسایگی ها برای کسب و کارتان را تعریف کنید و تحقیق کنید آنان به طور متوسط چه مقدار اجاره پرداخت می کنند.
28 - مکان هایی را که برای کار انتخاب می کنید باید کاملاً مناسب برای نوع کارتان باشد ضمن آنکه فعالیت شما در آنجا محدودیت‌های قانونی نداشته باشد.
29 - قبل از امضای هر قرارداد اجاره، آن را به دقت مطالعه کرده و بهترین و مناسب ترین مورد را انتخاب کنید.



تهیه مجوزها و دیگر مدارک رسمی و قانونی
30 - برقراری ارتباط و ثبت شدن نزد سازمان های رسمی مانند اداره مالیات.
31 - مجوزهای مهارتی و مدارک تاییدکننده این مهارت ها.
32 - کسب مجوز فعالیت از اتحادیه صنفی یا دیگر مراجع ذی ربط.
33 - کسب مجوزهای مرتبط با کیفیت کار نظیر انواع استانداردها و....
34 - کسب تاییدیه های کاری از مراجع ذی صلاح.
35 - تعیین ابزار و وسایل کاری که باید پوشش بیمه ای داشته باشند.
36 - تماس با یک شرکت بیمه و تخمین مبلغ انواع بیمه ها.
37 - بیمه مسوولیت برای آن دسته از کارهایی که بسیار مسوولیت زا هستند.
38 - بیمه اموال چنانچه ارباب رجوع و مشتریان در محل کار شما حاضر می شوند.
39 - بیمه محصولات خطرناک یا حساس ( چنانچه چنین محصولاتی تولید می کنید ).
40 - بیمه خسارت و دزدی یا صدمه دیدن حین کار.
41 - بیمه پزشکی و از کارافتادگی برای خود و کارکنانتان.

 

راه اندازی سیستم مالی
42 - رویه مالی خود را بر اساس سیستم خرید و فروش نقد یا نسیه انتخاب کنید.
43 - چنانچه چرخه فعالیت سالانه شما با تقویم همخوانی ندارد، سال مالی خود را معین کنید.
44 - تمامی پرداخت ها و دریافت ها را ثبت کنید.
45 - استخدام یا مشاوره با یک کارشناس حسابداری را مدنظر قرار دهید.
46 - از دفاتر یا نرم افزارهای مالی متناسب استفاده کنید.



سیستم اظهارنامه مالیاتی و پرداخت مالیات را راه اندازی کنید تا غافلگیر نشوید
47 - با روال پرداخت مالیات در ساختار صنفی خود آشنا شوید.
48 - با روش هایی که موجب کاهش پرداخت مالیات می شوند، آشنا شوید.
49 - از کتب و نشریات مربوط به امور مالیاتی غافل نشوید.
50 - یک تقویم مالیاتی برای کارتان تنظیم کنید.

 

همان طور که می بینید برای راه اندازی یک کسب و کار باید چندین مورد تصمیم گیری و سیاستگذاری کرده و برنامه کاری مدونی تنظیم و اجرا کنید.


منبع :www.persianpersia.com/lifestyle

 



[ یکشنبه دهم فروردین 1393 ] [ 8:24 ] [ اسحاق امامی ]


درآمد یعنی مصرف و ذخیره پولی که در یک بازده زمانی مشخص بدست می آید، البته خانواده ها درآمد مجموع تمام دستمزد، حقوق، سود، اجاره و دیگر راه های کسب درآمد در یک بازده زمانی مشخص است.


زنان خانه دار می توانند با ارائه محصولاتی که هنری و آموزشی است درآمد قابل توجهی را کسب کنند. زنان خانه دار می توانند محصولات هنری و آموزشی خود را از طریق اینترنت در وب سایت های گوناگون تبلیغ کنند. مثلا مادرانی که خودشان کودک دارند می توانند به طراحی و دوخت لباس های بچه گانه بپردازند و این لباس ها را از طریق وب سایت به فروش برسانند.

به عنوان مثال زنان خانه دار می توانند در زمینه های آشپزی، آموزش موسیقی، صنایع دستی، طراحی مبلمان، سفره عقد و ... فعالیت کنند. اگر واقعا به این موارد علاقمند هستید می توانید با کمک دوستان و همسایگانتان تشکیل یک گروه آموزشی بدهید و علاوه بر کاآفرینی درآمد زایی کنید. اگر به کار باغبانی و گل کاری علاقمندید و فضایی برای انجام آن دارید می توانید یک گلخانه ی کوچک را تاسیس کنید. اگر به کار آشپزی علاقمندیدی میتوانید غذاهای خانگی بپزید و در مناسبت های خاص سفارش بگیرید.


والدین همیشه دوست دارند تا فرزندانشان را با مهارت های مختلف  اگر موسیقی را می نوازید و یا تسلط به زبان های خارجی 
دارید برای کودکان کلاس های آموزشی بگذارید خیلی ساده می توانید این مهارت ها را در منزل به کودکان آموزش دهید.


اگر در مدیریت قوی هستید می توانید مراسم های ازدواج، تولد و سالگردهای مختلف را مدیریت کنید و برنامه ریزی اش را به عهده بگیرید. اگر روحیه ی کارآفرینی دارید به ساخت و طراحی زیورالات و جواهرات بپردازید با این کار در منزل می توانید به امورات خود نیز رسیدگی کنید.


تدریس کاری است که اکثر زنان خانه دار به آن علاقمندند اگر در دروس ریاضی، علوم تاریخ و زبان قوی هستید می توانید به بچه ها درس بدهید مثلا در هند زنان خانه دار از تدریس دروس به کودکان درآمد زایی می کنند.


اگر در خانه به اینترنت دسترسی دارید می توانید مقالات و وب لاگ های گوناگون را برای ایده های بهتر جست و جو کنید. مثلا اگر استعداد نوشتن دارید می توانید نویسنده یک وب سایت باشید یا یک وب سایت مستقل برای خودتان داشته باشید تا آنچه را که انجام میدهید در وب سایتتان شرح دهید و تبلیغات کنید. شما میتوانید به سادگی یک وبلاگ شخصی بسازند.
 
[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ] [ 21:40 ] [ اسحاق امامی ]

دوستان عزيز سال 92 با همه فراز و نشيبش گذشت ؛ اميدوارم سال نو رو با سلامتي و خوشي آغازكرده و چنان سپري كنيد تا هرگاه بيادش مي افتين افسوسش در دلتان زنده نشود . 

پاينده باشيد


[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ] [ 21:18 ] [ اسحاق امامی ]
امروزه سس یکی از چاشنی‌های پر‌طرفدار است. این چاشنی با طعم‌های گوناگونی در بازار به فروش می‌رسد. ممکن است در آن سیر باشد یا از تندترین فلفل‌های دنیا(Chili) تهیه شده باشد. سس تند یک چاشنی قوی به حساب مي‌آید؛

 هم از لحاظ مزه، هم از لحاظ جایگاهش بر سر میز غذا. یکی از سس‌های تند و معروف در دنیا سس تاباسکوTabasco)) است. در مورد این که چه کسی اولین بار سس تاباسکو را تهیه کرد، نظرات متفاوتی وجود دارد. برخی مي‌گویند ابتکار اولیه این سس مربوط به مونسل وایت است و عده زیادی مي‌گویند، یک سرباز بنام ادموند مکیلنی ایده اولیه و طرز تهیه این سس را در سر داشت. 
اما از آنجا که تا به امروز خانواده مکیلنی هنوز این کارخانه را اداره مي‌کند، ما هم به کسب وکار آنها مي‌پردازیم. براساس گفته‌های خانواده مکیلنی اولین دانه فلفل را یک جهانگرد که به لوئیزیانای آمریکا آمده بود‌، با خود به آن منطقه آورد. داستان دیگری هم هست که مي‌گوید، یکي از دوستان ادموند که در جنگ داخلی آمریکا سرباز بوده، دانه فلفل را از مکزیک برای دوستش آورده.‌ ادموند در ۲۶ سالگی با دختر یک مزرعه‌دار در جزیره آوری ازدواج کرد، تا آن زمان او یک بانکدار بود و پنج بانک را مدیریت مي‌کرد. بعد از ازدواج با اینکه هیچ سر رشته‌ای از کشت و زرع نداشت، دانه‌های فلفل را کاشت. دلیل اصلی کاشت فلفل‌ها این بود که مردم لویزیانا غذای شیرین و یکنواخت را مي‌پسندیدند و ادموند عاشق غذا! او فلفل‌های مکزیکی را کاشت چون به باغبانی علاقه‌مند شده بود. تصمیم گرفت سس فلفلی تهیه کند که به غذا تندی و طعم بدهد.‌ موادی که برای تهیه سس لازم داشت ساده و در دسترس بود. قرمز‌ترین فلفل‌های باغش را با نمک مخصوص جزیره آوری با هم کوبید و له کرد و به مدت ۳۰ روز در بشکه قرار داد. سپس این مواد را با سرکه فرانسوی مخلوط کرد و به مدت ۳۰ روز دیگر در بشکه قرار داد. بعد از این مدت سس را صاف کرد و تفاله‌ها را جدا کرد و سس را به ظروف کوچک‌تر انتقال داد. این کار را با وسیله شبیه به قطره چکان انجام داد، با این روش سس طعم بهتری پیدا مي‌کرد، سپس ‌ آن را با موم سبز چفت کرد. این سس در بین فامیل و دوستان ادموند خیلی محبوب شده بود. 
این مسئله جرقه‌ای در ذهن ادموند زد، بانکدار سابق، تصمیم گرفت یک بیزينس جدید شروع کند و برای سس فلفل خود بازار‌یابی کند. 
سال ۱۸۶۸ اولین تبلیغ را برای سس خود انجام داد و یکسال بعد از آن حدود ۶۵۸ شیشه سس را با قیمت یک دلار به خوار و بار فروشان و عمده فروشان به خصوص در نیواولئان فروخت. او اسم برند خود را تاباسکو گذاشت. این واژه، مکزیکی- هندی است و دو معنای کاملا متفاوت دارد. یکی به معنای جایی که خاک مرطوب است و دیگری مکان مرجان یا صدف است. 
سال ۱۸۷۰ ادموند حق ثبت اختراع خود را گرفت. از آن به بعد سفر این سس برای به آتش کشیدن دنیا شروع شد! او توانست تا اواخر همان سال این سس را در آمریکا و انگلستان بفروشد. 
بعد از ۱۴۰ سال شرکت این سس را تقریبا به همان صورت اولیه تهیه مي‌کند. با این تفاوت که مدت زمانی که فلفل‌ها به حالت پوره در مي‌آیند طولانی‌تر‌ و مدتی که داخل بشکه‌هایی که از بلوط سفید ساخته شده مي‌مانند، بیشتر است. پس از آن سرکه بسیار مرغوب به آن اضافه مي‌شود. کارخانه این شرکت همواره در آوری آیلند است. نصفی از ۲۰۰ کارمند کارخانه ساکن همین شهر هستند. این سس امروزه جای خود را در کنار نمک و فلفل پیدا کرده. هر بطری آن شامل ۷۲۰ قطره است. در هنگام آشپزی یا اضافه کردن این سس به غذای خود مواظب باشید، این یک سس تند معمولی نیست! هر یک چهارم قاشق چایخوری برابر با سه چهارم قاشق چایخوری سایر سس‌های تند است. در ابتدا این سس فقط یک طعم داشت که نوع سنتی آن محسوب می‌شد‌ ولی امروزه طعم‌های دیگری نیز راهی بازار شده است. امروزه همه شرکت‌ها سعی مي‌کنند در حفاظت از محیط زیست سهمي ‌داشته باشند‌. تاباسکو نیز از این طرز فکر پیروی مي‌کند. از همان اوایل، شرکت برای تولیدات خود یک شیوه پایدار داشته است.‌ برای نمونه محصولات تولیدی در کنار هم و شیشه‌ها نیز در همان نزدیکی تولید مي‌شود. با این شیوه آب و انرژی کمتری مصرف مي‌شود، علاوه بر این بطری‌های این سس همیشه شیشه‌ای بوده و این شیشه‌ها ۱۰۰ درصد قابل بازیافت هستند. این شرکت ادعا می‌کند از اوایل شروع به کار تا به امروز ضایعات آن صفر بوده است. در مارس سال ۲۰۱۲ تاباسکو در مراسم تجلیل از ۱۰۰ برند بین‌المللی توزیع‌کننده که در دوبی برگزار شد، عنوان بهترین توزیع‌کننده در دنیا را برای عملکرد عالی در افزایش سه برابری حجم فروش این محصول از سال ۲۰۱۰ دریافت کرد. در گزارش پژوهش بازار از سال ۲۰۱۱ تا ۱۰/ ۲۰۱۲ میزان ۱۰۳۰۰۶۸معاملات در آمریکا مربوط به تاباسکو بوده است. 
که به طور متوسط ماهانه ۷۲۵.‌۰ معامله مي‌شود. در طول این سال‌ها شرکت دوره‌های بد نیز داشته در سال ۲۰۰۲ که بدترین سال شرکت بوده فقط ۱۷۶ معامله صورت گرفته است‌ و در بهترین روزهای فروش شرکت در سال ۲۰۰۷‌، ۵۱۷۵ معامله انجام داده است. برچسب این سس به ۲۲ زبان دنیا نوشته شده است و به ۱۶۰ کشور صادر مي‌شود‌ و بهترین و معروف‌ترین سس تند جهان محسوب مي‌شود. در حال حاضر این برند ۲۵-۲۰ درصد بازار آمریکا را در اختیار دارد. کسب‌‌وکار بین‌المللی این سس شامل ۴۰درصد از فرو‌ش کلی این شرکت است.

منبع :دنیای نوین کسب و کار
[ جمعه بیست و سوم اسفند 1392 ] [ 22:5 ] [ اسحاق امامی ]
مدیرعامل بانک ملت از تأسیس اولین بانک ونچر (Venture Bank) کشور از سوی این بانک خبر داد.
به گزارش روابط عمومی بانک ملت، محمدرضا ساروخانی در دومین کنفرانس بین المللی کارآفرینی گفت: امروزه ثابت شده است که اقتصاد دانش بنیان، باعث تنوع گرایی در صنایع شده و همین عامل، ریسک نوسان پذیری در درآمد ملی کشورها را کاهش و در بلند مدت باعث رشد و توسعه پایدار می شود.
وی با بیان این نکته که پیش نیاز دستیابی به اقتصاد دانش بنیان، توسعه متوازن اکو سیستم کار آفرینی است،گفت:طبق گزارش سال ۲۰۱۳ شاخص جهانی نوآوری، ‌رتبه ایران در بین ۱۴۲ کشور جهان ۱۱۳ بوده است که ۹ پله سقوط را نسبت به سال گذشته نشان می دهد.
مدیرعامل بانک ملت با اشاره به این نکته که در نوآوری، صرف ارتقای دانش کافی نیست و باید دانش به دست آمده، عملیاتی شود افزود: یکی از مولفه های اصلی برای دستیابی به اقتصاد دانش بنیان که همواره از دغدغه ای کارآفرینان جوان بوده و هست بحث تامین منابع مورد نیاز است.
به گفته وی، ریسکی بودن این نوع سرمایه گذاری ها و عدم قطعیت جریانات ورودی در فازهای اولیه توسعه از یک طرف و الزامات حاکم بر کسب و کار بانک ها از طرف دیگر، وام دهی به این پروژه ها را از سوی سیستم بانکی مشکل می کند.
وی با تاکید بر این نکته که  در فازهای اولیه رشد، تامین مالی این شرکت ها از سوی سرمایه گذاران خصوصی که به فرشتگان کسب و کار یا Angle Investor موسوم هستند و سرمایه گذاران نهادی خطر پذیر یاVCها صورت می گیرد خاطرنشان کرد: با توجه به جوان بودن این صنعت و مشکلات موجود، ضرورت ارایه یک راه حل اساسی در کشور احساس می شد که به طور همزمان دارای ویژگی سرمایه گذاران خطر پذیر بوده و در عین حال محدودیت های سیستم بانکی را هم پوشش می داد.
مدیرعامل بانک ملت از تأسیس نهادی جدید خبر داد  و افزود: در این راستا بانک ملت در مسیر تقویت زیر ساخت های مورد نیاز جهت تحقق اقتصاد دانش بنیان، همزمان با ابلاغ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی از سوی مقام معظم رهبری، تاسیس شرکتی با هر دو ویژگی مورد نیاز را در دستور کار خود قرار داد و شرکتی را تحت عنوان گروه توسعه کارآفرینی ملت که اولین بانک ونچر (Venture Bank) در کشور است وارد فاز عملیاتی کرد که نه تنها گامی بلند در راستای توسعه کارآفرینی است، بلکه مهم تر از آن، خود نوعی کارآفرینی و نوآوری نیز محسوب می شود.
[ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 ] [ 8:32 ] [ اسحاق امامی ]

شیوه‌های متفاوت ارتباطی را بشناسید و مهارت‌های ارتباط‌گری خود را بهبود بخشید

در محیط حرفه‌ای، به خصوص در دنیای کسب وکار و برای افرادی که قصد دارند کسب و‌کار خودشان را راه بیاندازند، ارتباط برقرار کردن با همکاران و مشتریان و بیان عقاید و احساسات کار چندان ساده‌ای نیست و در بسیاری موارد به عدم فهم متقابل، خودسانسوری و یا سوءبرداشت منجر می‌شود. در‌صورتی که درک بهتر الگو‌های ارتباطی و بهبود مهارت‌های ارتباط‌گری می‌تواند پیشبرد ایده‌ها و وظایف کاری را به فرآیندی بسیار دلپذیر‌تز و مطلوب‌تر تبدیل کند.

ما در زندگی روزمره‌ و نیز در محیط حرفه‌ای و کاری خود همواره در حال ارتباط برقرار کردن با دیگران هستیم. بسیار پیش آمده که در این رابطه‌ی دوسویه (من و طرف مقابل)، ارتباط به بهترین وجه شکل گرفته و با مفاهمه‌ای خوب پیش رفته است، ما در بسیاری از مواقع ارتباط‌ ما با دیگران به عدم فهم متقابل و یا گاه سوء تفاهم منجر شده است. برای بهتر کردن فرایند ارتباط، روش‌ها و تمرین‌های متعددی ارائه شده است. یکی از این روش‌ها آگاهی از انواع ارتباط است. دسته بندی الگو‌هایی که ما می‌توانیم در یک ارتباط اتخاذ کنیم، به ما کمک می‌کند تا بهترین و موثر‌ترین شیوه‌ را از میان آن‌ها پیدا کرده و با تمرین آن، مهارت ارتباطی خود را افزایش دهیم.
مطلب زیر به شما کمک می‌کند تا انواع ارتباط را از نظر رفتار ارتباط‌گر بشناسید و با بهترین شیوه‌ی ارتباط آشنا شوید. فراموش نکنید که ارتباط‌گری یک مهارت است که بهتر شدن آن در گروِ فهم الگوی مناسب و از آن مهم‌تر، تمرین و به کار بستن آن الگو است.

ارتباط منفعلانه (Passive Communication): الگویی است که شخص با پیش گرفتن آن، از بیان عقاید و احساسات خود پرهیز می‌کند، دفاع از حقوق خود را وامی‌نهد و از شناسایی نیازها و خواسته‌های خود و تامین آن‌ها دوری می‌جوید. دچار شدن به این الگوی ارتباطی از عزت نفس پایین ناشی می‌شود. کسانی که از عزت نفس پایین رنج می‌برند، خود را بی‌ارزش و اعتبار می‌دانند و گویی معتقدند که «من آنقدر ارزش ندارم که مورد توجه دیگران قرار بگیرم.»
در نتیجه، افراد منفعل (کسانی که الگوی ارتباطی‌شان منفعلانه است) به هنگام مواجهه با رفتاری ناخوشایند که فراتر از آستانه تحمل آن‌ها است، تمایل دارند واکنش‌هایی طغیانی و انفجاری بروز دهند. این واکنش‌ها معمولا با رویدادی که مسبب آن است، تناسب ندارند. افراد منفعل پس از بروز واکنش‌های طغیانی دچار احساس شرم، عذاب وجدان، گیجی و پریشانی می‌شوند و به همین دلیل به موقعیت انفعال باز می‌گردند.
ارتباط گران منفعل چنین ویژگی‌هایی دارند:

  • نمی‌توانند ارزش‌ها، توانمندی‌ها و قدرت خود را اثبات کنند
  • به دیگران اجازه می‌دهند به طور عمدی یا غیرعمدی حقوق آن‌ها را نادیده بگیرند
  • از بیان احساسات، خواسته‌ها و عقایدشان عاجز هستند
  • گفتارشان آرام و دفاعی است
  • در برابر دیگران سر به زیر هستند، حالت بدن‌شان خموده؛ با شانه‌های فروافتاده است و به چشم طرف مقابل نگاه نمی‌کنند.

ارتباط تهاجمی (Aggressive Communication): الگویی است که شخص با پیش گرفتن آن، احساسات و عقاید خود را بیان کرده و از خواسته‌های خود دفاع می‌کند اما این بیان عقاید و دفاع از خواسته‌ها، با نقض حقوق دیگران همراه است. کلام این افراد توهین‌آمیز و رفتارشان تهاجمی است. الگوی ارتباط تهاجمی برآمده از عزت نفس پایین است که اغلب، در خشونت و سوء استفاده کلامی یا جسمی دوران کودکی ریشه دارد. علاوه بر عزت نفس پایین، جراحت‌های عاطفی التیام نیافته و احساس ناتوانی هم دیگر سرچشمه‌های الگوی ارتباط تهاجمی معرفی می‌شوند. این رویکرد، احتمال تبدیل گفت‌وگو به مشاجره را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود طرف مقابل برای اثبات حقانیت خود، در موضع دفاعی قرار بگیرد.
ارتباط‌گران تهاجمی چنین ویژگی‌هایی دارند:

  • کنترل‌گر هستند و سعی می‌کنند بر دیگران تسلط یابند
  • برای کنترل دیگران آن‌ها را تحقیر می‌کنند
  • عیب‌جویی می‌کنند، دیگران را سرزنش و در گفتار خود به آن‌ها حمله می‌کنند
  • بی‌پروا و مبتنی بر انگیزه‌ای آنی واکنش نشان می‌دهند، بدون اینکه به نتیجه رفتارشان فکر کنند
  • ظرفیت ناکامی و شکست در آن‌ها پایین است
  • با صدای بلند حرف می‌زنند و لحن‌شان مغرور و طلبکارانه است
  • رفتارشان گستاخانه و تهدیدآمیز است
  • دیگران را نمی‌شنوند (به هنگام گفت‌وگو به اظهارات دیگران توجه نمی‌کنند)
  • در جریان گفت‌وگو دائما حرف طرف مقابل را قطع می‌کنند
  • در گفت‌وگوها بیشتر از جلمه‌هایی استفاده می‌کنند که با «تو» شروع می‌شود؛ طرف مقابل را مسئول مشکلات می‌دانند و او را متهم می‌کنند.
  • به چشمان دیگران خیره می‌شوند و حالت بدن‌شان احساس تسلط را در دیگران بر می‌انگیزد

ارتباط انفعالی - تهاجمی (Passive-Aggressive Communication): الگویی است که بر اساس آن ارتباط‌‌گر منفعل به نظر می‌رسد اما در حقیقت به طرزی زیرکانه و غیر مستقیم رفتاری مبتنی بر خشم بروز می‌دهد. رفتار اسرای جنگی معمولا در این قالب ارتباطی می‌گنجد. رفتار آن‌ها در مواجهه با مسائل، مبتنی بر یک احساس ناتوانی عمیق و نیرومند است. اسرای جنگی در حالی که به ظاهر با زندانبان همکاری می‌کنند و سر به راه به نظر می‌رسند، به طور پنهان می‌کوشند کارشکنی کنند، دشمن را به سخره بگیرند و نظام اداره زندان را مختل کنند.
افرادی که رفتارشان در این الگوی ارتباطی دسته‌بندی می‌شود، معمولا احساس خشم و ناراحتی دارند و حس می‌کنند در دام افتاده‌اند و آزادی‌شان سلب شده است. به عبارت دیگر آن‌ها احساس می‌کنند که از مقابله با آنچه مسبب اصلی خشم در وجودشان است، عاجر هستند. در عوض خشم خود را با تخریب و تضعیف زیرکانه‌ی آنچه مسبب اصلی رنجش و غضب خود می‌دانند، بیان می‌کنند. این دسته از ارتباط گران در حالیکه به شما لبخند می‌زنند، پیرامون شما تله گذاشته‌اند.
ارتباط‌گران انفعالی-تهاجمی چنین ویژگی‌هایی دارند:

  • به جای مواجهه با موضوعات مختلف یا رو به رو شدن با افراد، زیرلب غر می‌زنند
  • در اعتراف به خشم خود مشکل دارند
  • حالت صورت‌شان با احساسات واقعی‌شان هماهنگ نیست، مثلا وقتی عصبانی هستند، می‌خندند
  • با طعنه و گوشه و کنایه حرف می‌زنند
  • وجود مشکل را انکار می‌کنند
  • سر به راه و خدمت‌رسان به نظر می‌رسند، در حالی که عامدانه در تدارک تخریب و ایجاد اختلال و آسیب هستند
  • با حیله‌گری و زیرکی خرابکاری می‌کنند

ارتباط قاطعانه (Assertive Communication): الگویی است که بر اساس آن، فرد عقاید و احساسات خود را بیان و قاطعانه از حقوق و خواسته‌های خود دفاع می‌کند، بدون آنکه حقوق دیگران را نادیده بگیرد یا نقض کند. این الگوی ارتباطی برآمده از عزت نفس بالا است. افرادی که بر مبنای الگوی ارتباط قاطعانه رفتار می‌کنند، برای خودشان ارزش قائل می‌شوند و به وقت، احساسات‌، و نیازهای روحی و جسمی‌ خود احترام می‌گذارند. آن‌ها، با احترام گذاشتن به حقوق دیگران، با اقتدار از حقوق خود دفاع می‌کنند.
ویژگی‌های ارتباط‌گران قاطع این‌هاست:

  • خواسته‌ها و نیازها‌یشان را به طور شفاف و موثر، و محترمانه بیان می‌کنند
  • احساساتشان را بدون ابهام، به نحوی شایسته و محترمانه بیان می‌کنند
  • در گفت‌وگو با دیگران از جملاتی که با «من» شروع می‌شود استفاده می‌کنند. به این ترتیب، احساسات، عقاید و هنجارهای خود را بیان می‌کنند و بر مسئولیت و نقش خود تاکید دارند، بنابراین طرف مقابل را در موضع دفاعی قرار نمی‌دهند.
  • رفتارشان با دیگران مبتنی بر احترام است
  • می‌توانند خودشان را کنترل کنند
  • به چشم‌های طرف مقابل خیره نمی‌شوند، از نگاه کردن به چشم‌های طرف مقابل فرار نمی‌کنند، تماس چشمی مناسبی با دیگران دارند
  • با آرامش، و با لحن و صدایی مناسب صحبت می‌کنند
  • حالت بدنشان آرام و بدون تنش است
  • با دیگران احساس همبستگی و نزدیکی دارند
  • به شایستگی‌ خود و در اختیار داشتن امور و شرایط اطمینان دارند
  • به دیگران اجازه سوءاستفاده یا دخالت نمی‌دهند
  • همیشه آماده‌اند که از حقوق خود دفاع کنند

همچنین برای شناسایی بهتر سبک‌های مختلف ارتباطی پیشنهاد می کنیم انیمیشن‌های مدرسه کارآفرینی اجتماعی پرتو به زبان فارسی را ببینید. این انیمیشن‌ها توسط مدرسه پرتو طراحی و ساخته شده‌اند و تمامی حقوق استفاده از آنها در انحصار مدرسه پرتو می‌باشد.

مطلب بالا ترجمه‌ای آزاد از نوشته‌ای از این منبع است: Serenityonlinetherapy

منبع:مدرسه كارآفريني خورشيد

[ یکشنبه چهارم اسفند 1392 ] [ 15:1 ] [ اسحاق امامی ]


نویسنده: اسکات گربر
مترجم: سیمین راد
اخیرا از من سوال شد که یک کارآفرین تازه‌کار پیش از همه باید دست به چه اقداماتی بزند تا بتواند کسب‌وکارش را به خوبی به راه بیندازد. من هم تصمیم گرفتم تا برای پاسخگویی به این سوال از چند تن از موفق‌ترین کارآفرینان حاضر در آمریکا سوالاتی بپرسم. دست آخر، پاسخ‌های این کارآفرینان تازه‌کار، جوان و موفق را به این ترتیب دسته‌بندی و مشخص کردم.


(1) رشد و توسعه شخصی خود را بهبود بخشید.

باید بتوانید وضعیت ذهنی خود را از یک کارمند به یک کارآفرین تغییر دهید. کتاب‌های مقتضی درباره کارآفرینی بخوانید، مناسبات خود را تغییر دهید، با افراد هم‌رای خود مشورت کنید و روی رشد و توسعه شخصی و شخصیتی خودتان کار کنید. هر مشکلی که از جانب شخص شما وجود داشته باشد یا به شخصیت شما مربوط باشد، می‌تواند بر کسب‌وکار شما اثر جدی بگذارد و البته قطعا در آینده اثرگذار خواهد بود. هر اندازه تلاش کنید تا از حیث شخصی و شخصیتی به بلوغ اقتصادی برسید، فعالیت اقتصادی شما نیز با سرعت بیشتر رشد و توسعه خواهد یافت.

(2) تغییرات گوناگون خود را به خوبی مشخص و ترسیم کنید.

مشخص کنید که دقیقا به چه تغییراتی در زندگی خود نیاز دارید. قرار نیست که صرفا وضعیت کاری شما تغییر کند. این تغییرات باید در سطح زندگی‌تان نیز اعمال شود؛ چراکه زندگی معمول شما از زندگی کاری شما مجزا و منفک نیست. باید با اشخاص گوناگون رابطه برقرار کرد، به آنها اطلاع داد و پیوندهای تازه با دیگران ایجاد کرد. پول‌های شما باید منتقل شوند و حساب‌های تازه‌ای نیز برای شما باز گردند. بنشینید و یک ساعت کامل به همه چیز پیرامون خود خوب فکر کنید. هر آنچه را به ذهن‌تان می‌رسید با دقت در نظر بگیرید. اولویت‌های ذهنی و کاری خود را مشخص و ترسیم کنید. آنها را همواره مورد به مورد بررسی و تصحیح کنید.

(3) در جریان باشید که منابع مالی شما چیست.

ساختن یک کسب‌وکار قدرتمند به قدر کافی دشوار است. این مشکل دوچندان خواهد شد اگر دارایی کافی نداشته باشید یا جریان مالی‌تان چندان روبه‌راه نباشد. کسب‌وکار شما بدون وجه نقد به هیچ عنوان یک کسب‌وکار نیست. نخستین هدف شما باید سودآوری فوری و بی‌‌دردسر باشد، اما تازه پس از آن می‌توانید روی سودآوری‌های کلان هم حساب باز کنید. ولی یادتان نرود که پیش از همه باید به سریع‌ترین امکان سودآوری فکر کنید و جریان‌های مالی خودتان را به راه بیندازید. باید منابع مالی خودتان را مشخص کنید و امکان‌های دسترسی به آنها را بدانید. این مورد یکی از اصلی‌ترین اولویت‌های شما برای ادامه حیات کسب‌وکارتان است.

(4) توانایی فهم کاهش وجوه در گردش‌تان را داشته باشید.

مدیریت گردش وجوه یکی از بنیادین‌ترین مهارت‌هایی است که هر کارآفرین شایسته به آن نیاز دارد. نخستین ابزار شما برای مدیریت این است که بتوانید گزارش‌های گردش وجوه را بخوانید و توانایی درک و بررسی آنها را داشته باشید.

(5) افراد شایسته را فرا بخوانید.

پیش از همه با یک وکیل و یک حسابدار شایسته قرارداد ببندید. شما باید برای این کار به آنها حقوق بپردازید. اما نگران نباشید زیرا پولی که در این راه خرج می‌کنید هرگز تلف نمی‌شود و همواره به نفع شما خواهد بود. تنها در این صورت می‌توانید با آرامش خاطر زمان خود را به دست بگیرید و بر موضوعات بسیار مهم متمرکز شوید. پس از آنکه افراد شایسته‌ای را برای کسب‌وکارتان فرا خواندید، آنگاه می‌توانید به خوبی و با سرعت به کسب‌وکارتان رونق ببخشید.

(6) سایر تعهدات و الزامات خود را کنار بگذارید.

اگر می‌خواهید کسب‌وکارتان به موفقیت دست یابد، نیاز دارید تا به صورت کامل بر آن متمرکز شوید. بنابراین بهتر است که ابتدا به دیگر تعهدات و الزامات خود خوب فکر کنید و با هوشیاری دریابید که در چه مکان و زمانی باید وقتتان را سپری کنید. در این صورت می‌توانید تمامی اموری را که به هیچ وجه برای کسب‌وکارتان معنادار نیستند و سد راه آن محسوب می‌شوند، کنار بگذارید. در این مرحله بهتر است، پیش از آنکه کسب‌وکارتان را به راه بیندازید، ابتدا تکلیف دیگر تعهدات و الزامات خود را مشخص کنید و وقتتان را برای انجام آن امور سپری کنید تا دیگر مزاحم کار اصلی شما در آینده نباشند. تمرکز زمانی و ذهنی شما باید به طور کامل معطوف به کسب‌وکار خودتان باشد و هیچ مشکلی در ابتدای راه مانع تمرکزتان نشود.

(7) حساب‌های بانکی خود را بررسی کنید.

گزارش‌های مالی و حساب‌های بانکی‌تان را بررسی کنید. چرا که شما پیش از هر چیز به امنیت و ایمنی نیاز دارید تا بعدتر بتوانید به مخاطراتی همچون راه‌اندازی یک کسب‌وکار نو دست بزنید. اگر قبلا ورشکست شده‌اید و همواره نگران آن هستید که پول کافی در حساب‌های خود نداشته باشید، آنگاه قطعا بخت موفقیت شما بسیاراندک خواهد بود. در نتیجه، پیش از راه‌اندازی کسب‌وکارتان، مسائل مالی خود را بی‌اندازه جدی بگیرید.

(8) مراقب ساختار اولیه کسب‌وکارتان باشید.

اگر دارید یک کسب‌وکار تازه به راه می‌اندازید، آنگاه حتما باید واجد سیستم‌های ویژه حسابداری و دفترداری باشید و بخش‌های گوناگون کسب‌وکارتان را به خوبی سامان دهید. پیش از آنکه درگیر هر مساله دیگری شوید، اطمینان بیابید که شرکتتان می‌تواند عملکرد سالمی داشته باشد و پیچ و مهره‌هایش به خوبی میزان شده باشند. این نکته باید حتی در مواردی رعایت شود که توجه‌تان را چندان به جزئیات کارکردی و عملی معطوف نکرده‌اید، زیرا دفعات بی‌شماری وجود خواهند داشت که شما بیشتر نگران بخش‌هایی از کسب‌وکارتان هستید که بیش از اندازه به آنها علاقه دارید و در نتیجه از بخش‌های دیگر غافل خواهید بود.

(9) فهرست مشخصی از وظایف و مسوولیت‌ها ترتیب دهید. فهرست سازمان‌یافته و دقیقی از برنامه‌ها، اصول، قواعد، راهکارها، وظایف و مسوولیت‌های شرکتتان ایجاد کنید. هر وظیفه را بر مبنای فوریت و پیچیدگی دسته‌بندی کنید. همه این موارد را تازه می‌توان نخستین گام مشخص برای کسب‌وکارتان دانست. چشم‌اندازها، پاداش‌ها، اخراج‌‌ها و روان‌شناسی‌ها همگی پس از زمانی ظهور می‌کنند که شما اقدامات اولیه برای موفقیت در کسب‌وکار را آغاز کرده باشید. البته همه این موارد نیز نیازمند بازبینی و اصلاح بی‌وقفه هستند. اما دست آخر یادتان نرود که هر کارآفرین شایسته باید این قدم کلیدی را بردارد و کسب‌وکارش را به راه بیندازد.

منبع: كارآفريني

[ چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 ] [ 23:59 ] [ اسحاق امامی ]

در روزگار قدیم، شبی شاگردی در حال عبادت و گریه و زاری بود. مدتي در اين حال بود كه استاد خود را، بالای سرش دید، استاد با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کرد! 

بعد از اندكي مكث استاد پرسید: برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟ 

شاگرد گفت: برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطفو رحمت خداوند! 

استاد گفت: سوالی می پرسم ، پاسخ ده. 

شاگرد گفت: با کمال میل؛ استاد. 

استاد گفت: اگر مرغی را، پروش دهی، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟ 

شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم . 

استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟ 

شاگرد گفت: خوب راستش نه...! نمیتوانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم! 

استاد گفت: حال اگر این مرغ، برایت تخم طلا كند چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟! 

شاگرد كمي فكر كرد و گفت: نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر، خواهند بود! 

استاد گفت: پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش! همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم، گوشت، پوست و استخوانت؛ گردی. 

تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی تا مقام و لیاقتت، توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آورد.... 

خداوند از تو گریه و زاری نمی‌خواهد! او از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد، نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را.....!!! 

پس برخیز و به تحصیل علم و معرفت بپرداز تا بدانی خداوندت از تو چه میخواهد و تو چه فکر میکنی!!!!

[ دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 ] [ 0:6 ] [ اسحاق امامی ]
   ........   مطالب قديمي‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

در پشت چارچرخه فرسوده ای، کسی
خطی نوشته بود:
«من گشته ام، نبود!تو ديگر نگرد،نيست!»
اين آيه ملال
در من هزار مرتبه تکرار گشت و گشت
چشمم برای اين همه سرگشتگی گريست.
چون دوست در برابر خود می نشاندمش
تا عرصه بگوی و مگو، می کشاندمش:
- در جستجوی آب حياتی؟
در بيکران اين ظلمات آيا؟
در آرزوی رحم؟ عدالت؟
دنبال عشق؟
دوست؟.....
ما نیز گشته ایم
و «آن شیخ» با چراغ همی گشت...
آیا تو نیز-چون او- انسانت آرزوست؟
گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان:
ما راتمام لذت هستی به جست و جوست.
پویندگی تمامی معنای زندگی ست
هرگز«نگرد، نیست!»سزاوار مرد نیست.
«فریدون مشیری»

از دوران کودکی تا کنون روزی را پشت سر نگذاشته ام که فکرم از مقوله موفقیت جدا بوده باشد این دغدغه قرین همیشگی تمامی لحظات تلخ وشیرین عمرم بوده ، هست و خواهد بود. در این رهگذر همیشه تو این فکر بودم که هدف از خلقت انسان چه بوده است و جایگاه اشرف مخلوقات به کدام دسته از انسانها تعلق دارد ؟ آیا همه انسانها می توانند به موفقیت دست یابند؟ رازو رمز موفقیت واقعی در چیست ؟ چگونه می توان فرد مفیدی در جامعه خود بود؟ و...
در این راه سخت همسفر و همراهمان باشید تا بتوانیم به چشمه های زلال این رازو رمز شیرین ولذت بخش دست یابیم.
امکانات وب